تبليغاتX
پورتره

پورتره

شوخی! یا جدی ؟ !

در شرايط اجتماعي وسياسي فعلي با ادعاي ارج نهادن به ' مقام والاي زن ' تعريف تمسخر آميزي ازپوشش او شكل گرفته است . پوششي كه به هر مناسبت ميتواند موجب تشويش وتحقير و تهديد او باشد. مقامي كه در هر چهارراهي ميشود به چكمه اش يا به سانتيمتر شال و روسريش يا مدل مانتو اش بطوررسمي و غير رسمي گير داد و تهديدش كرد ودر اتوبوس وميني بوس راهي ' توهين گاه ' هايش كرد . اين مقام والا! پوششي در حد تمسخر دارد و ميشود براي تحقير متهمان وجانيان و زورگيران از پوشش او استفاده كرد . مقام او را ميتوان از لباسهايي كه به هر عنواني مورد توهين – تهديد وتحقير قرار ميگيرد تشخيص داد. مقامي والا كه هنوز بعد از 29 سال نه مقامش و نه والايي اش عملاتوسط مدعيان اين عنوان اعطايي  به اثبات نرسيده است.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 22:20  توسط مینو   | 

وقتی یاد آن تب وتاب  طرح امنیتی میافتم ، وقتی تلاش حاکمیت رو برای جداسازیهای جنسیتی ، برای حفظ تبعیضهای جنسیتی،برای تحمیق زنان ، برای دستگیری کمپینیها وبرای بستن مجله ای بنام زنان... می بینم فقط به یک نتیجه میرسم : نگاه جنسیتی به زنان بیداد میکند.

از دید آنها چگونه میتوان به موجودی که باید رویش خوابید وازش بچه در آورد وازدستانش  برای پخت غذا ،از فکرش برای بارآوردن بچه هایی سربراه(که این هم خود تعریفی دارد!) از زبانش برای تایید ،گاهی بیان حسادتها،گاهی حرفهایی پر از بیانات عاشقانه (ولی نه لزوماعارفانه،چون حوصله مردها از عارفانه بودن زن سر میرود!)جور دیگری نگاه کرد ؟چگونه میتوان در حالیکه در مجلس بر علیه یا برله همجنسانش حرفهایی میزند ، حق خواهی میکند ، یا ساکت است، جور دیگری نگاه کرد. از دید ایشان یک زن چیزی نیست جز « برانگیزاننده شهوات » چگونه برابری به او تعلق میگیرد ، درحالیکه چیزی نیست جز همانچه گفتیم : جسمیت وجنسیتی با کاربرد معلوم . اتفاقا نصب همه این نگاهها به خداوند هم راهش باز است: نگاه کنید به  اندامش ،بعداز ۹ماه و نه روز در رحم اوست که بچه درست میشود . ببین بچه گیش را :چسبیده به عروسکهایش . اینها همه خلقت خداست ،بنازم به خدا که قبل از بشر همه چیز را تعریف کرده !!

این چیست جز نگاه جنسیتی به زن ؟؟؟؟!!!!!

این کیست که به زن نگاه ابزاری دارد ؟؟این چیست جز نگاه جنسی به زن انداختن ؟؟!!جز اینکه به او به عنوان ابزاری برای تولید مثل نگاه میکنند ؟یا اندامی برای لذت مرد؟ تهوع آور است که کاربرد یک انسان را تا به این حد تقلیل میدهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 0:24  توسط مینو   | 

زنان را با همه جنسیتش بستند. چقدر این تشویش اذهان عمومی یا بخطر انداختن امنیت روانی یا ... شاه کلید عجیبی است .هر جا حرف ها تحلیلی میشود و بوی نگران کننده «جدیت»و نگاه تحلیلی به میان میآید درش بسته میشود .چقدر هراس از این «جدیت» جدی است که ممکن است بابتش هر کسی خفه شود هر نقدی بسته شود ... این شاه کلید اینجا هم بکار آمدو صدای زنان : خاموش .تیغ در دست زنگی مست است...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 0:12  توسط مینو   | 

دستی میان دشنه ودیوار است

دستی میان دشنه ودل نیست

مرگ ابراهیم لطف الهی دانشجوی زندانی در زندان سنندج که خودکشی قلمداد شده قلبم رو بدرد آورده  ویاد این شعر از خسرو گلسرخی افتادم . بخصوص وقتی آدم تلاش عجیب وغریب یه عده رو میبینه که در گوشه وکنار خاورمیانه ودنیا دارند زور میزنند وبا بستن بمب به خودشون معلوم نیست میخوان به « خدا» زور بگن یا به « آدمها».

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 23:53  توسط مینو   | 

طول تاریخ پر است از آزمایش اندیشه های ناب بشر. از فاشیست و نازیست گرفته تا سوسیالیست وکمونیست واومانیست و... برخیشان داعیه نجات بشر را داشته اند ،برخی بطور مشخص بشریت را در یک قوم یک طبقه یک نژاد یا حتی یک دسته خلاصه کرده اند و پیش تاخته اند تا بقیه را منکوب یا مرعوب یا نابود وحتی مفتون کنند . برخی کلیت بشر را مد نظر قرار داده و تلاش همه گیری را دنبال کرده اند.نمیدانم هر کاری کرده اند یا نکرده اند وقرار است بکنند ، از نظر من یک چیز اهمیت دارد وآن اهمیت « فردیت » بشر است که زیر داس اندیشه های «یکسان ساز » درو نشود . بنظر من بشر باید در چندگونگی خودبا احترام  زندگی کند. بی آنکه در تلاش برای محو چند گونگی باشد . پذیرش فردیت ها شاید بیش از هر چیزی نیاز جامعه امروز ایران است .
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 23:44  توسط مینو   |